سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
دانشجوی آزاد اندیش
چرا پیگیری حقوق‌های نجومی الزام است؟

 

خبرنامه دانشجویان ایران: روز گدشته رهبر معظم انقلاب در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیات دولت به لزوم پیگیری حقوق های نجومی در تمام قوا و سازمانها پرداختند.(اینجــــا) ایشان با اشاره به اینکه در این موضوع اعتماد مردم در این قضیه ضربه فراوانی خورده است، (زیرا مردم و جوانان تحصیلکرده دریافتهای خود را با این دریافتهای غیرعادلانه مقایسه می‌کنند و این سؤال را می‌پرسند که بر اساس چه معیار و امتیازی و به دلیل انجام کدام کار ویژه این حقوقها پرداخت شده است؟)، به نقد مسئله مزبور پرداختند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ از لحاظ قانونی اختلاف حقوق یک مدیر دولتی با زیردست-کارمند یا کارگر- نباید بیش از 7 برابر باشد؛ حال آنکه با در نظر گرفتن حقوق های نجومی و میلیاردی چگونه می توان به تحقق قانون در کشوری که مبنای دینی و اسلامی دارد، امیدوار بود.

ضمنا این حقوق ها از بخش بیت المال و قسمت دولتی است نه خصوصی که قابل توجیه باشد. در روزهایی که قشر ضعیف جامعه تمام تلاش خود را صرف نیاز های ضروری نموده، بیش از 3 میلیون جویای کار داریم، آیا انصاف است عده ای قلیل بدون هیچ گونه دغدغه و تردید بیشترین درآمد ها را داشته باشند و این فاصله طبقاتی روند صعودی داشته باشد؟

در جامعه ای که عمدتا و بصورت فراگیر(بویژه در قشر های پایین) ذهنیت دستیابی به خواسته ها با رابطه و پارتی انگاره ای مهم تلقی می شود، وجود حقوق های نجومی و عدم برخورد با خاطیان باعث تقویت این ذهنیت می گردد که خود سمی مهلک در بلند مدت برای رشد و شکوفایی استعداها می باشد. همچنین تداوم این ذهنیت منجر به ایجاد باور و تثبیت در بلند مدت می انجامد که خود موجبات بسیاری از چالش ها از جمله فرار مغزها، ناهنجاری های اجتماعی و ... در افراد خواهد شد.

زیر سوال رفتن عدالت فردی و اجتماعی: در نظامی که عدالت از ارکان اصلی تلقی گردیده و الگوهایی از قبیل امام علی علیه السلام در نحوه تحقق عدالت دارد، چشم پوشی از حقوق های نجومی منجر به سلب اعتماد مردم، بی اعتقادی به مبانی و نهایتا تلاش جهت تغییر مسببن شرایط موجود به هر قیمت می انجامد.

ریشه مشکل حقوقهای نجومی را می بایست پذیرش و رفتار براساس مبانی مدیریت غرب و برخورد با مسببین براساس مبانی مدیریت اسلامی دانست؛ مثلا اگر فردی نقض قانون یا اشتباهی-کوچک یا بزرگ- انجام دهد، ابتدا بحث حفظ آبروی فرد براساس آیین اسلامی مطرح می شود که این مسئله افراد بی اعتقاد را جرات بخشیده است؛ از سوی دیگر برخورد مسئولین با مواضعی مثل: ذخایر انقلاب دانستن این مدیران، خود مدیران باید استعفا دهند و... نیز دارای تاثیر به سزایی است.

سر و ته یکی شدن همه مدیران: وقتی با مدیران خاطی برخوردی انجام نشود منجر به ایجاد ذهنیت اینکه همگی با یکدیگر ارتباط دارند و از حقوقها بهره می برند، می شود. کسی که وابسته به این مدیران نبوده و خرده شیشه ای ندارد یقینا در برابر هرگونه انحراف و حقوق نجومی می ایستد اگرنه شایعه و شائبه هایی در این زمینه رخ خواهد داد؛ از طرف دیگر عملکرد مدیران درستکار و جهادگونه نیز خدشه دار خواهد شد.

ترویج ظلم امراض حیات اداری سازمانها: اگر برخورد با گیرندگان حقوق های نجومی قاطع نباشد موجب ترغیب دیگران جهت بدست آوردن حقوق بیشتر از طریق رشوه و... (با استدلال تحت ظلم قرار داشتن) می شود. مسئله ظلم و ستم مهمترین چالش حقوق های نجومی است چراکه همه می دانیم «حکومت با کفر می ماند اما با ظلم خیر».

شکل گیری طبقه اشرافیت اسلامی: به مانند دوران جاهلیت، طبقه ای از مرفهین دارای قدرت و ثروت شکل خواهد گرفت که عنان همه امور را در دست خواهند داشت. دیگر انقلاب اسلامی مفاهیم خود را از داده و جز ظاهری از آن نخواهد ماند. دیگر چرا نظام سرمایه داری را مقابل خود بدانیم وقتی خود در سرمایه داری و پایمال حقوق زیردستان خود از آنها حرفه ای تر هستیم؛ این موضوع نهایتا به بی معنی شدن مبارزه و تسلیم در برابر دیگران به بهانه قدرت بیشتر خواهد شد.

در واقع چنین اتفاقاتی در بر دانده فرصت هایی نیز می باشد؛ فرصت هایی از قبیل نشاندن سرمایه داران و خاطیان سر جای خود با اشد مجازات که نه تنها به بازگشت اعتماد عمومی شده بلکه نمادی خواهد بود که مدتها می تواند بازدارنده افراد از چنین خطاهایی باشد.

 


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط رحیمی نژاد در ساعت 9:39 صبح | نظر

 

چندی پیش مقام معظم رهبری از تلاش دشمنان برای ایجاد دو قطبی سخن گفتند؛ در نوشته زیر برآنیم تا به بررسی ریشه این تلاش و دستاویز جهت ایجاد دو قطبی که امروزه ملموس تر گردیده است بپردازیم:

اگرچه دو واژه «رئالیسم و ایدئالیسم» از کلمات لاتین می باشند اما جهت توضیح جریان نفوذ پس از انقلاب اسلامی می توان از آنها بهره جست. در نوشته زیر به بررسی هدف انقلاب اسلامی در زبان و عمل، همچنین نحوه مواجهه دولت مردان با این رویداد در بعد داخلی و خارجی پرداخته می شود:

ایدئالیسم (یا آرمانگرایی) را می توان همان آرمان های ابتدای انقلاب اسلامی دانست که جوهره آن را تشکیل می دهند؛ این اهداف که عمدتا ریشه در ظلم و ستم دوره شاهنشاهی داشتند در قالب اهداف و شعار هایی از قبیل عدالت، آزادی، انقلاب مستضعفین، مقاومت مقابل ظالم و... تبلور گردید. اما طی چندی پس از انقلاب عده ای که بعد نیز سکان اجرایی کشور را نیز بدست گرفتند، در عمل اعتقادی به انقلابی ماندن یا همان ایدئالیسم اولیه نبودند و بعدها از جملاتی از قبیل بر سر عقل آمدن انقلاب، توهم توطئه داشتن، ایجاد رفراندوم در ارتباط با غرب و... سخن راندند.

محو تدریجی نگاه آرمانگرا با استدلال توسعه را می توان در دولت آقای هاشمی به وضوح مشاهده کرد، طرح ژاپن اسلامی شدن و باز کردن مجاری برای سرمایه گذاری خارجی تفکری بود که ایشان باعث نجات و پیشرفت کشور به مانند ژاپن می دانستند؛ این نگاه در کنار نادیده گرفتن تفاوت های ریشه ای در توسعه ایران و ژاپن( از قبیل اینکه در ژاپن انقلابی رخ نداده بود، تمکین رهبران ژاپن از ظلم پذیری نداشتن ارتش و قانون کاپیتالاسیون، نداشتن ایدئولوژی جهانی مبتنی بر دین در جهان از قبیل مهدویت و ...) مواردی بودند که موجب ناکامی در رسین به اهداف گردید. همچنین در این برهه طلایی پس از جنگ که مردم آمادگی متکی به خود شدن را داشتند در قالب سیاست های مصرف گرا، اتکا به اقتصاد تک محصولی و خوشبینی به دشمن و راس آن آمریکا از بین رفت. نتیجه محو آرمانخواهی در دو دولت هاشمی و خاتمی و سیاست های غلط فرهنگی و اقتصادی منجر به بالا رفتن توقعات، میل به سبک زندگی غرب و بدبینی عمومی نسبت به رسیدن به آرمانها گردید. قابل ذکر است همه این اتفاقات با توجیه ضعیف بودن کشور، لزوم پیوستن به دهکده جهانی و تنش زدایی اتفاق افتادند.

اما رئالیسم یا توجه به واقعیت نگاهی بود که در اندیشه کارگزاران دولت هاشمی، خاتمی و حال روحانی نگاهی صرف است، به عبارت دیگر در کنار واقعیت آرمان نمی گنجد؛ ما از نظر اقتصادی، سیاسی، نظامی ضعیف و در بعد فرهنگی-اجتماعی ضربه پذیر هستیم پس باید با آنها کنار بیاییم به هر قیمتی که منجر شود. البته باید دقت داشت در چنین نگاهی دولت احمدی نژاد صرفا آرمانگرا تلقی می شود که با بررسی در عملکرد ایشان بویژه چهار سال اول امری متناقض است.

چالش و دیگر گونی این دو تفکر که ریشه در فلسفه غرب دارد امروزه منتج به واژگانی جدید از قبیل افراطیون، دلواپسان و اعتدال گردیده است. اما تعادل و توجه کامل به آرمانها و واقعیت ها را می توان در عملکرد مقام معظم رهبری و امام خمینی (ره) مشاهده نمود، جایی که در کنار تاکید بر آرمانها و حفظ عزت ملی به ضرورت توجه بر جنگ نرم، مبارزه با مفاسد، حفظ حقوق مردم و در حال حاضر اقتصاد مقاومتی گردیده است.

با توجه به مطالب فوق می توان یکی از ریشه های اساسی ایجاد دوقطبی را می توان تلاش غرب برای نهادینه سازی                   آر مانگرایی(ایدئالیسم) به واقعیت گرایی (رئالیسم)یا به عبارت دیگر دست کشیدن ملت ما از آرمانها و غیرواقعی دانستن آنها که ضمیمه دین زدایی است، می باشد. در همین راستا برخی سیاسیون ناخواسته و از روی جهالت این توطئه را تداوم داده اند و هدف نهایی ایجاد دو قطب انقلابی و غیر انقلابی می باشد. 

محمد علی رحیمی

http://rahiminejad.parsiblog.com/ 

 


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط رحیمی نژاد در ساعت 1:58 عصر | نظر

بازی انتخاباتی دولت و تکرار چند سناریو خبرنامه دانشجویان ایران: علی رحیمی//


بازی انتخاباتی دولت و تکرار چند سناریو

 

 

 

بازی انتخاباتی دولت و تکرار چند سناریو

 

 

 

   امروزه انتخاب و آزادی عمل در آن یکی از حقوق مسلم برای هر فردی محسوب می شود. حقی که به رغم محسوس بودن در بعضی از کشورها همچنان از مردم آن سلب گردیده است. یکی از کارآمدی های هر نظام میزان مشارکت آن ملت در انتخابات می باشد که بالطبع در جوامع مختلف با توجه به استراتژی های بنیادین وشرایط محیطی آن متغیر است.

با توجه به نزدیک شدن به ایام انتخابات مجلس شاهد برخی اقدامات و راهبردها توسط دولت جاری می باشیم که خود باعث چالش نیز گردیده است که در ادامه اهم آن می پردازیم:

جوسازی رسانه ای: مصداق این جوسازی ها که از ابتدای ثبت نام کاندیدای مجلس تاکنون شاهد آن هستیم را می توان در کلام رییس جمهور(از اینکه وقتی انتخابات فایده ای ندارد شرکت نکنیم تا سخن اخیر که باید در هر شرایطی در انتخابات شرکت نمود)، برخورد طلب کارانه آقای هاشمی رفسنجانی و سایر افراد تاثیر گذار در طیف های مختلف سیاسی و با اظهارات بعضا متناقض که هر روز تیتر روزنامه ای خاص بود مشاهده نمود.

اعتماد یا عدم اعتماد: اولین و مهمترین مساله را می توان در این مورد جستجو نمود، آیا باید به تفکر «اعتماد به غرب و رفع مشکلات بوسیله غرب» که ریشه آن به اوان مشروطه و ظهور تقی زاده، علا و محمد رضا دردوره پهلوی باز می گردد اعتماد کرد؟ در صورت پذیرش باید به انتخاب نمایندگانی همت گماشت که همسو با این تفکر و راهبرد دولت کنونی می باشند؛ اما در غیر اینصورت باید نمایندگانی انتخاب شوند که فارغ از تفکر غربگرا پیشرفت و حل مشکلات را با تکیه بر درون کشور می جویند.

در شرایط حاضر قضاوت مردم بیشتر حول فرض دوم است چراکه اولا: روند انتخاب دولت جاری برپایه وعده، مذاکرات و توافق با کشورهای غربی صرفا جهت رفع تحریم ها خود بیش از نیمی، عمر دولت را گذرانده است. ثانیا: خود مسئولین و کارشناسان سیاسی و دولتی به وضوح معترف بدان بوده اند که با وجود توافق و رفع تحریم ها تنها بخشی از مشکلات حل می شود. ثالثا: انتظارات و تلقیات دولت و مسئولین صرفا دور باطلیست که منتهایش نامشخص است مصداق این مورد نیز کلام اخیر سریع القلم مبنی بر بستگی داشتن سرمایه گذاری کشورهای غربی به انتخابات پیشرو و یا ایجاد برجام 2 در انتخابات مجلس دانست؛ ابتدا توافق، بعد عمل به وعده ها آن هم توسط خود مردم، بر سر کار آمدن افرادی حامی دولت برای سرمایه گذاری سایر کشورها و عدم ایجاد دردسر، انتخاب مجدد آقای روحانی جهت تداوم برجام و ... . رابعا: شاهد بدقولی های دولت در زمینه وعده های داده شده و شعاری شدن بسیاری از کارکردها در عمل بوده اند- مصداق عینی رفع گرانی، تورم، بیکاری و تفاوت اقتصاد مقاومتی از شعار تا عمل می باشد-.

شکل گیری فضای دو قطبی حاکم: فضای سیاسی و رسانه ای حال را می توان به نوعی با فضای ایجاد شده پس از انتخابات دوم خرداد(که منجر به انتخاب آقای خاتمی شد) گره زد؛ بدین نحو و همانگونه که مقام معظم رهبری در بخشی از پاسخ به نمایندگان مجلس ششم اعلام داشتند، جدای از عوام دو گروه شکل گرفتند: اول کسانی که هیچ گونه مشکل در عملکرد دولت نمی دیدند و به تعبیری دولت پرست بودند، راه طی نشده را از قبل طی شده دانسته و نسبت به انتقادات حساس بودند. گروه دوم نیز کسانی بودند که عملکرد دولت را کلا دچار مشکل می دانستند، فقط نقاط ضعف در برابرشان تبلور یافته، راه نرفته را محکوم به شکست و صرفا منتقد بودند. به تعبیر مقام معظم رهبری هر دو گروه به دولت ظلم کردند. یکی از تفاوت های مهم این برهه با دوره مزبور قدرت رسانه ای و توانمندی های بالقوه دو گروه می باشد، پر واضح است که دولت جاری تداوم روند در دولت خاتمی را پیش گرفته اما بعلت نداشتن گفتمان و آرای شکننده مکتسب در انتخابات توان آن روزها را ندارد. از مصادیق استفاده ناصحیح قدرت دوره خاتمی حملات مستقیم به نظام در روزنامه ها، خالی گذاشتن بخشی از صفحات به معنای نبود آزادی، استعفای دسته جمعی برخی افراد و سایر اقدامات ساختار شکن که اگر رهبری کاریزماتیک مقام معظم رهبری نبود خسارت های فراوانی بر جای داشت. حملات این روزهای دولت مردان به شورای نگهبان و اختیارات آن ، سخنان تعدیل شده در مقایسه با قبل اما تحت لوای افرادی دیگر از مصادیق اختلاف قدرت در دو دولت مزبور می باشد. اما نکاتی که باید در انتها بدان اشاره کرد فارغ از همه مسائل فوق نتایج انتخابات مجلس هر چه که باشد نمی بایست دولت را از پرداختن به امور مهم و اصلی جدا کرده و انتخابات مجلس را تبدیل به محوری جهت توجیه عملکرد خود نماید.

 


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط رحیمی نژاد در ساعت 10:46 صبح | نظر

 

خبرنامه دانشجویان ایران:  روز گذشته بود که صادق زیباکلام در نامه ای به حسن روحانی «توصیه هایی»  را درباره برخورد منتدین پس از برجام با دولت به وی منتشر کرد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محمدعلی رحیمیدر یادداشتی به بررسی این نامه صادق زیباکلام پرداخته است: روز گذشته شاهد انتشار نامه ای از سوی صادق زیباکلام به رئیس جمهور محترم بودیم. اهمیت نامه ارسال شده از باب انتشار آن از سوی برخی رسانه ها، نگاه مطلق ایشان به تداوم روند نقد گذشته و سوالات مطرح شده ما را اقناع نمود تا برخی از نکات نگاشته شده را بیشتر بررسی نماییم:

از آنجا که نامه آقای زیباکلام پیرو شرایط فعلی ایجاد شده پسابرجام و توافق هسته ای می باشد لازم است در ابتدا 2 نکته را فارغ از مسائل جناحی و بصورت کلی در نظر داشته باشیم:

ا- توافق ایجاد شده حاصل مقاومت چند دهه پس از انقلابی بود. تا پیش از توافق کشور ما نماد کشوری مقاوم و استکبار ستیز در منطقه و جهان بود در حالی که هم اکنون این ذهنیت کمی رنگ باخته و خود دال بر تسامح ایجاد شده در روابط بین الملل است.

2- از بین رفتن هزینه فرصت؛ فرصتی که طی بیش از دوسال صرف مذاکرات و نگاه یکطرفه به غرب گردید، می توانست در بکارگیری توان های ملی و بومی نیز بکار گرفته شود.

آقای زیباکلام در ابتدا به درستی به انتقادات وارده به دولت فخیمه در قبل از برجام همچون خروج اورانیوم غنی شد‌‌‌ه از کشور، معد‌‌‌وم کرد‌‌‌ن اورانیوم 20 د‌‌‌رصد‌‌‌ غنی شد‌‌‌ه، سیمان کرد‌‌‌ن قلب رآکتور آب سنگین اراک، برچید‌‌‌ن هزاران سانتریفیوژ، توقف غنی سازی د‌‌‌ر فرد‌‌‌و ؛و روزهای روبرو انتقاداتی از قبیل:برجام هم به‌سلامتی از 26 د‌‌‌ی آغاز شد‌‌‌؛ تحریم‌ها هم که برد‌‌‌اشته شد‌‌‌ند‌‌‌؛ د‌‌‌ارایی‌های بلوکه شد‌‌‌ه ایران هم آزاد‌‌‌ شد‌‌‌ند‌‌‌ وغیره ،پس چرا هیچ معجزه‌ای هنوز د‌‌‌ر اقتصاد‌‌‌ ایران اتفاق نیفتاد‌‌‌ه است؛ می پردازند، اما پیشنهادات اجرایی ایشان دارای اشکالاتی بوده که به اهم آنها می پردازیم:

-اینکه منتقدین و یا مردم توقع ایجاد معجزه در عرصه اقتصادی را داشته باشند، امری بدیهی بوده و دور از ذهن نمی باشد، چراکه اولا یکی از دلایل اصلی روی کار آمدن دولت جاری دادن وعده های اقتصادی از قبیل صد روزه، اشتغال، کاهش تورم و ... بوده است و ثانیا: دو سال و اندی از عمر دولت جاری صرف مساله ایجاد توافق گردیده است؛ توافقی که دولت محترم در مدارس مسابقه «فرصت های ایجاد شده پسا تحریم» را دستورالعمل نموده و از طرفی مدیران را به ایراد نطق در این باره ترغیب کرده،همایش هایی با محوریت پسا تحریم ترتیب داده و خواستار جشن ملت در دوران پسا تحریم است.

-در موردی دیگر ایشان تحریم ها را همچون سنگی دانسته که حاصلی جز ناامیدی و بن بست برای مردم نداشته است و اکنون مردم امیدوار گشته اند. در این مورد نیز کافیست نگاهی گذرا به تاریخ پیشرفت کشورهایی از قبیل ژاپن و آلمان داشته باشیم که با فائق آمدن بر مشکلاتی به مراتب سخت تر از تحریم های امروز ما داشته اند. همچنین از میان برداشتن تحریم ها از سوی دیگر منجر به ورود کالاهای با کیفیت و قیمت پایین تر نسبت به مشابه داخلی را می گردد که به خودی خود و با وجود «کارتل» های بین المللی شکل گرفته منجر به ورشکستگی برخی صنایع داخلی می گردد.

-اینکه اقتصاد‌‌‌ ایران یک اقتصاد‌‌‌ فاسد‌‌‌ و ناکارآمد‌‌‌ د‌‌‌ولتی است و مدل های مدعی جایگزینی اقتصاد آزاد آدام اسمیت محکوم به شکست بوده‌اند نیز باید توجه داشت: کشورهایی که مجری اقتصاد آزاد بودند در ابتدا رقیبان زیادی نداشتند(یا اصلا رقیبی برایشان نبود). این کشورها بواسطه انقلاب صنعتی و بازار فروش گسترده که کشورهای آسیا و آفریقا را شامل می گردید سود سرشاری را بدست آورده و نیازی به دخالت دولت نداشتند؛ در حالی که هم اکنون عرصه بین الملل شاهد رقابت های گوناگون، سخت و پیچیده ای گردیده که عدم حضور و حمایت دولت(حداقل در مراحل اولیه رقابت) به منزله نابودی و ورشکستگی می باشد. نکته دیگر که التفات شما بدان سنگین است و توجهی نداشته اید تجربه رهبری جامعه توسط امام علی (ع) می باشد که طی آن مبارزه با مفسدین و اجرای عدالت جزء لاینفک حکومت آن بزرگوار بود، بطوریکه عوام جامعه خرسند و زیاده خواهان ناراضی بودند، دقیقا نکته ای که حال شاهد عکس آن لااقل در سمت های بالا دولتی هستیم.
-در پاسخ به اینکه چرا تولید‌‌‌ات د‌‌‌ولتی ما نمی‌توانند‌‌‌ د‌‌‌ر بازارهای خارجی رقابت کنند؟ جواب را می بایست در آنجا جستجو نمود که وقتی رهبر مملکت(مد) به تمامی دولت های اخیر پیشنهاد رهایی از

اقتصاد تک محصولی را می دهد، آقایان می خندند و در عمل آن را غیرممکن تلقی می کنند و یا فرمان 8ماده ای ایشان درباره مبارزه با مفسدین اقتصادی روی زمین مانده بطوریکه متهمین کرسنت سمت هایی از قبیل وزارت را یدک می کشند(کاش در همین اقتصاد تک محصولی موفق عمل می کردیم نه آنکه قیمت به بشکه ای 28 دلار برسد)، جریانی که به روشی دیگر درباره اقتصاد مقاومتی صادق است.

-نقش جریان پوپولیستی را در یارانه فله ای یادآور شده اید؛ در این راستا می بایست به همین جریان پوپولیستی عوام فریب در عرصه رسانه ای که نمونه کوچک آن روزنامه های زنجیره ای و یا یارانه بصورت سبد کالا نیز اشاره می کردید. جریانی که بیش از دو سال از مذاکرات دروازه ترقی و از مذاکره کنندگان اساطیری بی مانند ساختند.

در پایان لازم است به آقای زیباکلام متذکر شد موارد گفته شده عمده جامعه و به اشکال مختلف از آن آگاهی نسبی را دارند، هنر ارائه پیشنهاد و اجرای آن جهت پیشرفت و ترقی مملکتی است که بحق این توانمندی بالقوه را با سرمایه انسانی جوان و تلاشگر داراست، نه یادآوری مغلطه هایی که امروز بر دهان بسیاری از بدخواهان زمزمه و تکرار می شود. سیاست یکی به نعل و یکی به میخ نیز با مصادیقی از جمله «ما فقط در آب گوشت بزباش توانمندیم» در قبل از مذاکرات و« توان فروش فراورده های هسته ای و کسب درآمد » درحال حاضر نیز نمی تواند پاک کننده توقعاتی باشد که ریشه آن در بدو شکل گیری دولت، بوجود آمدند.


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط رحیمی نژاد در ساعت 3:14 عصر | نظر

بزرگترین زیان مذاکرات «هزینه فرصتی» بود که از بین رفت ...

نکته اول-چراکه می توانستیم در بدترین حالت همین وقت را به پیشرفت و خودشکوفایی درونی اختصاص دهیم.

اما حال باید برای خود «پسابرجام» تعریف نموده و اعتبارش را قول و قرارداد دیگران دانسته و دلخوش آن باشیم که برجام نقض نگردد.

نکته دوم- همه دارایی های حاصل از مقاومت 3 دهه مردم را حراج کردیم و اکنون چیزی برای اعاده حیثیت واقعی بر مبنای مقاومت نداریم.


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط رحیمی نژاد در ساعت 11:51 صبح | نظر
   1   2   3   4   5   >>   >